هو

حرير
پارچه اي لطيف از جنس ابريشم است.
هر نخش خاطره تلخ كرم هاييست كه آرزويشان پروانه شدن بود.
كه دنيا مهلتشان نداد پروانگي را…
انگار تار و پودش را قلب هاي منكسر كرم هاي ابريشمي تنيده باشند، كه فكر ميكردند تنها راه تكاملشان پروانه بودن است
از نگاه من اما،
اين شكستشان نبود.
كه گفته كمال كرم، پروانگي ست؟
كرم هايي كه پروانه نشدند
حرير ميشوند
حريري ميشوند در تن معشوقي.
و چشمي را مينوازند
و لبي را ميخندانند
و دلي را ميلرزانند…
كمال مگر غير اين است؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *