روزهايي كه نيست

آفيس ما چند مسلمان دارد كه روزه گرفتن را مقيدند…خيلي هم با ماه رمضان كيف ميكنند… جوري عيد فطر برايشان بزرگ و مهم است كه وقتي ما بچه بوديم، عيد نوروز برايمان!
ظاهرا مرسومشان است كه افطار ها را دور هم جمع ميشوند و يكيشان كه خوش دست پخت تر است گير مي آورند كه آشپزي كند و افطار ها را با هم ميخورند…
خيلي شاد و شوخ و شلوغند… ميانه آزمايش ها ميايند و از غذا هايشان ميگويند از افطاري ها و سحري هاي ايران هم ميپرسند..
ف. كه فرانسوي است و چند ماه پروژه فوق ليسانسش را با گروه ما كار ميكند هم هميشه همين اطراف است… آدم تيزي است..
يك روز كه خلوت تر است، آمده و ميگويد من فكر ميكردم فلسفه روزه گرفتن مسلمان ها اين است كه يك ماه تمركزشان را از دنيا بردارند و متوجه خدا باشند و پرستش بيشترش…
ولي چيزي كه ميبينم اين است كه مسلمان هاي گروه، همه ماه را_بر خلاف اوقات ديگر_دارند از غذا هايشان حرف ميزنند و عكس شام هاي دور همي شان…
لبخند ميزنم
ازين جواب هاي بسته بندي شده و توجيهات مزخرف، زياد در آستين دارم…
اما چيزي نميگويم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *