این بوی زلف کیست؟

كه لايه لايه حصارش كشيده باشی

و با ٤٠ قفل بي كليد

و زره ی آهنين

پرده پرده سختش كرده باشی

كه نجوشد

كه حفظ شود

كه حفظ شوی

و بعد يك روز كه نميدانی كِی

مثل يك تگرگ ناگهان بهاری

مثل يورش نسيم اسفند به غنچه های خوابيده زير برفِ هفت پادشاه

مثل نفوذ باران يك ريز بی امان به قلب سنگ

به سراغت می آید

به اشتراک گذاری:
Facebooktwittergoogle_plus

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *